بسم الله الرحمن الرحیم

مطالب مرتبط با این مطلب را هم ببینید

یک دیدگاه

  1. 1

    همشهری

    چرامسئولین نسبت به معرفی سردارشهیدحاج اصغررمضانی “به عنوان یکی ازافتخارات فردوس در ۸سال دفاع مقدس”کوتاهی می کنند؟

    شهید بزرگوار سردار حاج اصغررمضانی در آذر ماه سال ۱۳۳۲ درشهرستان فردوس
    “روستای مهرانکوشک” درخانواده ای محروم به دنیا آمد و از همان دوران نوجوانی ، پرتلاش، فعال، خودجوش و بسیار مهربان ، فداکار و دلسوز برای خانواده و اطرافیان بود.

    در دوران نوجوانی ازآنجایی که قدرت بدنی فوق العاده ای داشت در یک شرکت ژاپنی که مسئولیت ایجاد و تجهیز دستگاه های مخابراتی را در جنوب خراسان برعهده داشت مشغول به کار شد و با تشویق و توصیه یکی از مهندسین ژاپنی به ورزش رزمی روی آورد و با توجه با انحصاری بودن ورزشهای رزمی در نیروهای مسلح برای یادگیری ورزش جودو به طور جدی و کلاسیک به استخدام شهربانی درآمد و پس از طی دوره آموزشی در سطح پادگان از لحاظ آمادگی جسمانی رتبه ی اول را به دست آورد.

    همچنین در مسابقات قهرمانی کشور در سال ۱۳۵۳ به عنوان قهرمان جودو نائل آمد و سپس به عضویت تیم ملی جودوی کشور در آمد و کمربند سیاه دان یک را از باشگاه کودو کان ژاپن دریافت نمود. اصلی ترین وظیفه ی او در شهربانی آموزش جودو به دانشجویان پسر و دیگر نیروهای شهربانی بود. در حاشیه ی کار اداری ایشان مبادرت به تشکیل کلاسهای آموزش جودو در باشگاه نیرومند و امجدیه ی تهران و دیگر اماکن ورزشی نمود. اکثر افراد شرکت کننده در کلاس ها را دانشجویان تشکیل می دادند، که این مطلب سرمنشأ آشنایی با افکار افراد انقلابی گردید. از آن جمله می توان به آشنایی وی با شهید مفتح و حضور در جلسات سخنرانی ایشان اشاره کرد که تحولی در درون او ایجاد کرد. خودش این ارتباط را پر برکت و سازنده در مسیر زندگی اش بیان می نمود. با اوج گیری مبارزات مردم علیه رژیم ستم شاهی در سال ۱۳۵۷ نه تنها در اقدامات سرکوب گرانه شرکت نداشت بلکه به توصیه ی شهید مفتح با سلاح خویش اقدام به فرار از پادگان عشرت آباد نمود و در بین نیروهای مردمی به فعالیت مشغول شد و در تسخیر پادگان حشمتیه ، عشرت آباد و نیروی زمینی نقش بسزایی داشت. با تشکیل کمیته ی انقلاب اسلامی جزو اولین کسانی بود که به این نهاد پیوست و در سرکوبی و پاکسازی عناصر وابسته به رژیم نقش بسزایی داشت. وی در سال ۱۳۵۸ پس از انتقال به شهرستان تربت حیدریه همکاری بسیار نزدیکی با کمیته و سپاه شهرستان تربت حیدریه داشت و پس از دستور امام(ره) مبنی بر تشکیل ارتش بیست میلیونی از مؤسسان بسیج شهرستان بود. با شروع غائله ی کردستان جزو اولین نیروهایی بود که از شهربانی عازم منطقه گردید و به عنوان مسئول عملیات شهربانی بانه انجام وظیفه نمود. اقدامات مؤثر وی در منطقه ی کردستان باعث آشنایی وی با شهید احمد متوسلیان گردید، که در طول این مدت تحت تأثیر روحیات و خصوصیات شهید حاج احمد متوسلیان قرار گرفت وشهید از این دوران به نیکی یاد می کند. هنوز مدتی از بازگشت وی از کردستان نمی گذشت که با شروع جنگ تحمیلی به منطقه جنوب عزیمت و در تیپ دوم لشکر ۷۷ خراسان در شکست حصر آبادان حضور فعال داشت، که در پی آن کتباً مورد تشویق قرار گرفت وی به مدت ۵۰ ماه با مسئولیت فرماندهی گردان افتخار حضور در جبهه ی حق علیه باطل را داشت که طی شرکت در عملیات های مختلف از جمله طریق القدس، فتح المبین، والفجر، نصر ۱ و ۲ کربلای ۴ و ۵ نهایت ایثار و رشادت را از خود نشان داد و چندین بار به سختی مجروح شد. وی با وجود ۴۵% جانبازی و عارضه ی شیمیایی و غیره هیچگاه از تلاش و فداکاری در راه تحقق آرمانهای امام (ره) و رهبری دست بر نداشت و در صحنه های مختلف حضور خود نقش مؤثر و پیشرو داشت و در سال ۱۳۷۷ علیرغم بازنشستگی از نیروی انتظامی و خارج شدن از جرگه ی نظامی با توجه به نا امنی های به وجود آمده در شرق کشور و نفوذ عوامل طالبان بنا به ضرورت و احساس مسئولیت در رفع مشکلات مردم مکرراً به مسئولین سپاه شهرستان مراجعه و اعلام آمادگی جهت برخورد با اشرار را نمود؛ تا آنکه در اواخر سال ۱۳۷۹ از طرف نیروی مقاومت بسیج شهرستان در معیت نیروهای بسیجی به منطقه ی انتظامی مأمور گردید و فرماندهی رسته رزمی الغدیر را برعهده گرفت که از جمله رشادت ها و اقدامات مهم وی می توان به هلاکت رساندن شرور معروف افغانی به نام نادرخان سلطان زهی به همراه همدستانش اشاره نمود که در برقراری امنیت منطقه بسیار مؤثر بود و باعث شادمانی مردم گردید. وی فردی دلسوخته برای نظام جمهوری اسلامی بود و هدفش خدمت صادقانه، خالصانه و بی ریا بود. در هر زمان، مکان و در هر لباس و هر شرایطی او عاشق اهل بیت و پیرو ولایت فقیه بود.

    د ربیان حالات روحی و اخلاقی ایشان می توان به دیداری که ایشان با مقام معظم رهبری داشتند اشاره نمود که پس از معرفی شهید از سوی مسئولین شهرستان به معظم له ایشان پیشانی این بزرگوار را بوسیدند و فرمودند که با توجه به خصوصیاتی که برای من گفتید من تجلی شهید برونسی را در ایشان می بینم. وی سرانجام در روز ۱۵ شهریورماه سال ۱۳۸۰ در طی مأموریت تعقیب اشرار به فیض شهادت نائل آمد. پیکر پاک و مطهرش در روز ۱۸ شهریور مصادف با ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) که ارادت خاصی نیز به حضرت داشتند پس از تشییع با شکوهی د رگلزار شهدای تربت حیدریه به خاک سپرده شد.

    پاسخ

دیگاخ خود را درباره این مطلب بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *